تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده - علم کوه مرداد 89

۱۳/۵/۸۹ الی ۱۸/۵/۸۹

خوب میدونید فضای علم کوه چیرو برای من تداعی میکنه؟؟ من در مسیرعلم کوه احساس جک رو دارم وقتی که از ساقه لوبیای سحر آمیز بالا میرفت تا برسه جایی بالاتر از ابرا .. . آره علم کوه برام این حال و حس رو تداعی میکنه . نه اینکه فکر کنید ،کوهای دیگه حسی رو در من بر نمی انگیزن اما اینجا چیز دیگه ای هست که برام جاذبه داره . نه فقط دیواره و گرده همه چیزش ، اخم و تخمش ، سنگهای ریز و درشتش ، آدمای عرفان زدش و ... .

کیل شانس

   امسال دوتا برنامه داشتم : ۱- صعود ۵۲ اصلی ۲- صعود حتی قسمتی از مسیر اراکیها و نقدش (که البته از سوی خیلیا شماتت شدم که این کارو نکنم، مسیر اراک اله بله شیمبله ارزش نداره بری و .. اما این درست نیست برای این مسیر زحمت کشیده شده و باید با صعود نقدش کرد نه از کنار گود و فعلا این مسیر روی دیواره وجود داره  )طبق معمول هرسال با دوستا تماس گرفتم . با شروین ، علی پارسایی ، مهدی فراهانی ، شهرام حنیفه پور و گفتم دارم میرم . شروین این کیل نمره ۳ کازین که اسمش بین ما کیل شانسه برام توسط مهدی فراهانی فرستاد و طبق معمول پیغامی هم گذاشت روش : کیل رو تو تهرون خودت تحویل بده . یعنی شهرام مواظب خودت باش . 

۱۳/۵/۸۹

زیر سرم

     شب راه افتادن کمی مسموم شدم . این کمی کم کم شد یه عالمه . البته اگر برنامه نداشتم زیاد مهم نبود . بعد از مصاحبه با تیم امداد دیواره که گزارششو قبلا گذاشتم رفتم درمونگاه حسن کیف و دکتره حسابی منو ترسوند . و رفتم زیر سرم !!!

   هم طناب کلاردشتی داشته باشی این خوبیارم داره : شب مهمون خونواده ازوجی شدیم و دسپخت خونگی یه خانوم کدبانو حسابی منو ساخت . کمی به جور کردن وسایلمون پرداختیم . عامر اصرار داشت رکابش حمایت و فی فی داشته باشه و تکنیک قدیمی رو استفاده کنه . اما من از اول امسال تکنیک مدرن تر رو انتخاب کرده بودم : ۳ رکاب با کارابین نه فی فی و بدون حمایت رکاب ، که بعدا میگم چقدر روی مسیرهای ابزارگذاری و یا رول خورده با حساب کتاب سرعتو بالا میبره .

     با توجه به اخبار سرما و برف بالا بنا شد بالا رفتن خودمونو کمی تعویق بندازیم . حتی به این فکر کردیم که من برگردم تهران و هفته دیگه بیام که عامر موافقت نکرد . هوا هنوز اخمو بود و بارش داشت .

۱۴/۵/۸۹

جمع کردن بارها

 

    صبح سر فرصت وسایلو چیدیم . البته من وسایل زمستونی تر رو از تو صندوق عقب ماشینم که قد یه باشگاه کوهنوردی وسیله توش بود برداشتم . کیسه خواب گرمتر ، بادگیر گرمتر و ... .

 

 

کافی نت حسن کیف

   بین روز برا پر کردن وقت رفتیم کافی نت هم هوا رو چک کردم و هم به وبلاگم سر زدم . سرعت خوبی نداشت اما بد هم نبود .

 ۱۵/۵/۸۹

عامر در مسیر سرچال 

     در یک هوای خوب و با سرعتی خوب رفتیم بالا . البته یه علتش این بود که صبحانه خورده بودیم و کشتی سنگ زیاد ننشستیم .

 

مش عین ا..

     خوراک سرچال کتلت بود . اونجا فهمیدیم که بارها رو مش عین ا.. میاره بالا با خواهر زاده بیان . باهاشون هم لقمه شدیم و صفایی کردیم و باهم رو به بالا رفتیم . و عین ا.. برامون حرف میزد تا خستگیمون کمتر شه . از علی پارسایی(به قول خودش پارسا) گفتمو گفت . از زندگی از کوه و برامون آواز خوند . آوازش آوازی بود که میگفت برای فوت مرحوم زنش خونده .

 

مش عین ا..

 مش عین ا...

 

سیا سنگا

سیاسنگا رنگ و بوی اوایل بهارو داشت تا نیمه تابستون 

 

شاخکها

 شاخکهای پرابهت

 

کمپ پناهگاه خرابه

علی کریمی رفیق خوب و مهربان من

 

  رسیدیم به علمچال . هوا نم نمکی بارونی بود و سریع چادر زدیم . در همون لحظات اول با عباس محمدی آشنا شدم و شنیدم میخواد بره کریستال فال (مسیر ایتالیاییها) . بهش گفته بودن من دارم میرم بالا و اون منتطر مشورت گرفتن برای هوک ها بود . من کاپیتان هوک کازین در سه سایز رو توصیه کردم و تقدیمش کردم اونم به علت وجود سر مته های ریز در مسیر که از کرده قبلی صعود ایتالیا شنیده بودم (بعدا به گفته خودش بدون این مدل هوک صعود شاید غیرممکن نباشه اما بسیار کند و سخت میشه و اینکه می گفت از تالون بهتره منو متعجب کرد) .

۱۶/۵/۸۹

نظافت کف یخچال

نظافت هم خیلی میچسبه اما تا جایی که پای آب یخ وسط نیاد

     صبح روز بعد هوا کمی آفتابی بود . اما نه انقدر که برف مسیرها رو آب کنه . نظافتی کردیم ، و رفتیم سکو حسین علایی و مصطفی گلستانی رو دیدیم ، پای شکاف یخچال اول ثابتا و شانه کوه (چه ضد حالیه بری شانه کوه صدا پسر کوچولوتو بشنوی اما کسی جواب تلفنتم نده !) 

علم کوه ورژن 89

علم کوه ورزن امسال

     شرایط طوری بود که دلم با صعود نبود . بالای دیواره طوری نبود که بشه از ریزشهای هیچ مسیری راحت و بی خطر در بیای . مخصوصا اینکه تیکه آخر ۵۲ اصلی که با شکوه مشترکه  یک فیس ۲۰ متری داره که ابزار خور هم نیست و در شرایط یخ بندان غیر ممکنه (شاید با کرامپون و تبریخ بشه) .

کرده صعود مسیر ایتالیا

کرده صعود مسیر کریستال فال

   از اون بالا تماشای صعود زیبا و بی نظیر عباس محمدی و نفر دومش پژمان زعفری لذت بخش بود و آدم رو هوسی میکرد که چنین صعود زیبایی رو یه جورایی تکرار کنه .  اسم مسیر کریستال فاله یعنی آبشار کریستال . عباس میگفت شاید علتش ریزش یخ از بالای دیواره حین صعوده . در حضور عباس محمدی و پژمان زعفری کروکی رو با اطلاعاتشون رسم کردم و تو دفتر گزارش های علم کوه گذاشتم که اینم کار جالبی بود .

عباس محمدی

عباس محمدی برای ترانگو تمرین کرده بود (بهش مجوز برون مرزی رو ندادن)و کریستال فال رو مث آب خوردن صعود کرد  

 

پژمان زعفری

پژمان زعفری تو سابقه کاریش یه صعود انفرادی کم نظیر از مسیر فرانسویها + ۵۲ هم داره 

   امسال یه مسیر جدید تو دیواره ایجاد شده بود و همه به علت ایمنیش میرفتن سراغش :"مسیر ۵۲ چینی" . این مسیر ۵۲ لهستان و در ادامه مسیر فرانسوی ها از روی ثابتهای امداد گرا بود . در مدت حضور من در منطقه فقط این مدل صعود انجام شد که خیلی بی مزه بود و این اسم رو برا خنده گذاشتن روش .

 

هوای خراب بعد از ظهر روز استراحت

هر روز هوا اینجوری بود  

 ۱۷/۵/۸۹ 

 انقدر بی انگیزه شده بودم که حال صعود هیچ مسیری رو نداشتم . من به حالات درونی خودم ایمان دارم ، این حسا و اتفاقات قبل صعود رو جدی میگیرم . وقتی تو یه کاری دودلی یا نه میاد زیاد اسرار نمیکنم که تهش به گه نخورم ولی چراش مربوط به خیلی چیزا میشد که هوای خراب یکیش بود . اما صبح که بلند شدم سرمو از چادر بیرون کردم دیدم هوا یک لکه ابر هم نیست . هیچ بهانه ای نبود صعود نکنم . به سمت ریزشی ها رفتیم . یخچال خیلی بیش از سالهای پیش سر و صدا داشت و دائم صدای ترک خوردن از اعماقش میومد .

    حسین علایی (که امسال وروی سکو فرصت آشنایی رو با هم پیدا کردیم )هم به سمت دیواره راه افتاده بود . اما مسیر رو اشتباه رفت و خیلی عقب افتاد . او پیش نهاد کرده بود دو تا تیم قاطی شیم و از توان مشترک برا صعود ۵۲ اصلی استفاده کنیم . اما من اصلا قصد صعود ۵۲ رو از سرم گذاشته بودم کنار . تو ریزشیها یه سنگ با صدای زیزززززززززززززززززز از بالا اومد ، خودمو جم کردم اما خورد جلو صورتم و تا بجنبم رو گردنم رو شاهرگم یه خط کشید . درسته ترس نداشت اما خطر داشت .

طول 1 مسیر اراکیها

طول ۱ مسیر اراکیها  

   پای مسیر رسیدیم حسین علایی و همطنابش یخچال رو کمی اشتباه رفته بودند  . پشت ما رسیدند . من تصمیم گرفتم طبق قول و قرارم با محمد جلالی یه دستی به اراکیها بزنم ببینم این مسیر پر حرف و حدیث مگه چیه ؟؟ خوب از بالا باز کردن که کردن حالا که مسیر هست ازش استفاده کنیم . رولهای طول ۱ اراکیها خیلی مکش مرگ ما و فریبندس و شما رو ترقیب به انجام یه صعود امن میکنه هرچند در ادامه اینطوری نبود .

عامر آماده حمایت من برای صعود

عامر ازوجی هم طناب امسال من

طول ۱ اراکیها حدود ۲۵ متر و ساده بود هر چند فاصله رولا زیاد بود .  روی قطعه سنگ جدا از متن دیواره . که طبیعتا یک طرفش شیکاف بود اما بچه های اراک متد لجوریسم رو اینجا پیاده کرده بودند (زیپ رول از وسط کتیبه) . این طول رو من صعود کردم . فاصله رولها زیاد بود اما بازهم مشکل آفرین نبود .

    طبق معمول وقتی آدم دستش به دیواره میخوره و میبوسش جون میگیره و همه سختیای گلسنگا و ... از ذهنش بیرونم میره و لبخند به صورتش میشینه .  

بعد از یک حال و احوال گرم با دیواره

خودم (شهرام عباس نژاد)

 

طول  ۲ عامر سرطناب رفت . البته در طی مسیر از فاصله رولها مینالید . فاصله رولها طوریه که حتما باید پا کنار رول قبلی برسه تا بتونی اسلینگ بعدی رو بندازی . عامر بعد حدود ۴۲ متر با رسیدن به کارگاه صداش در اومد که شهرام طول بعدی کار خودته ۱۰ متر میانی نداره اصلا و فقط یه فی فی کمر توش خورده . به نظر مسیر قبلا میخ داشته و ریخته بود . چکش زدن به میخای موجود نشون داد میخها مناسب شیکاف نبودن کمی سایزشون کوچیک بوده و ریختن . طول دوم رو نفر دوم رفتم در حالی که سعی کردم تا جایی که راه میده طبیعی کنم و از مصنوعی در بیام  دو قطعه دو یا سه حرکته  ۵.۹ و ۵.۱۰ توش تجربه کردم . اینجوری سریعتر رسیدم به عامر .

کارگاه 2 و بازی سایه مث هرسال

بازی سایه ها 

  

طول 2 اراکیها

طول ۲ 

 

عامر سر طناب طول 2

عامر و صعود طول ۲

 طول ۳ بعد کارگاه فقط یه فی فی هوک بود که یک مایلون تهش بسته بودند و یا علی تا ۱۵ یا ۲۰متر . صعود رو شروع کردم . خوشبختانه ابزار ریز داشتم (ابزارهای ریز مناسب این شکاف تراکم ها و کیل های تحمل پایین حدود ۳KN هستند به همین علت ۱۵ متر صعود با میانی اول فیفی کمر ، میانی دوم آیرون هاک کازین (شبیه پکر) کوبیدم . و میانی بعدی تراک ۱۲۵/۰ ، تراکم ۲۵/۰ و در نهایت یک بال نات . از لذت هوک بازی A3 فریادی کشیدم که همه علمچال بشنون .

جالب این بود که دو رول سمت چپ خارج مسیر هم خورده بود کهسر در نیاوردم چرا کوبیده شده و چرا چند سوراخ با سر مته دور تا دورش خورده یعنی قصد چی بوده ؟ کارگاه بوده ؟ اون سوراخا جای چیه ؟ دلرشو امتحان میکرده طرف؟؟

    در ادامه مسیر منحرف میشد به چپ . اینجا علائمی بود که نشون میداد حد اقل ۳ تیم (با ما ۴ تیم ) از اینجا از ادامه مسیر منصرف شده و فرود ریخته اند . دو کارابین پیچ روی میخها و یک کارگاه دو نقطه ای . منم روی یکی از کارابین پیچها فرود اومدم . با این وضعیت معلوم نبود در ادامه مسیر به چی بر بخورم . و اصلا من برای این سراغ این مسیر اومده بودم که فکر میکردم کاملا ایمنه و بچه های اراک اونو طوری از بالا باز کردن که دیواره نوردای مبتدی هم راحت و ایمن صعود کنند .

    فرود از کارگاه ۲ اراک هم به کارگاه ۱ نمیرسید و به سمت هاری روست میکشید . فکر میکنم فرود طول ۳ کلا وارد هاری روست میشه چون کارگاه طول ۳ خیلی چپ تر از کارگاه طول ۲ هستش .

سنگی که به گردن خورد و خراشید و رفت

جای سنگ روی گردنم 

بعدا جاش اینجوری شد

 جای سنگ روی گردنم پس از چند روز

 

منظره پشت سر در برگشت

 هوا در حین برگشت

 مسیر برگشت رو هم قدم با مهیار کفاش عباس محمدی و پژمان زعفری پایین اومدم ،  که جالب بود .

 

در پایان جاداره از این افراد تشکر کنم :

عباس تهرانی تامین کننده لوازم و دوست عزیزم که همیشه کنار من بوده

پرسنل قرارگاه رودبارک

خانواده ازوجی

مش عین ا... ،بیان حاتمی ، شیرزاد و سایر زحمتکشین گمنام کلاردشت

 


به زودی نقدی در مورد این بخش از مسیر زیبای اراکیها مینویسم که امیدوارم با تبادل نظر در مورد این مسیر بتونیم روشهامونو اصلاح کنیم . از نظر من ما در دایره بزرگتری قرار داریم به نام پتانسیل دیواره نوردی ایرانیها . تهرانی ها ، همدانیها ، اراکیها و ... نداریم . شاید اگر دستانمان در دست هم بود سالها پیش غول ترانگو رو از جلو چشمها برداشته بودیم و صعودش کرده بودیم . اگر چیزی مینویسیم باید در نقد خودمان باشد و فقط ضعف نبینیم ، در این سه طول مسیر نقاط قوت بسیاری دیدم که به قلم خواهم آورد اما ضعفهای نگرشی هم وجود دارد ، که همانطور که گفتم این ناشی از پتانسیل فعلی دیواره نوردی ماست . بچه های اراک ، بچه های مشهد ، بچه های همدان ، بچه های تبریز ، بچه های اصفهان ، بچه های همه جای ایران آینده ورزش دیواره نوردی و هزینه های زیاد تمرین ، اجرا و گشایش مسیرش روی شانه های ماست و هیچ بنیاد یا گروهی ما رو پشتیبانی نکرده و نمیکنه حتی تصویری از ما نشر نمیکنه . دیواره نوردی ورزش مهجوری است که نامش متاسفانه فراتر از قلب ما نرفته و حتی بعضا در خانواده های خودمان هم شناخته شده نیستیم .پس دست هم رو ول نکنید تا باشیم تا حداقل به توان  دهه ۶۰ برگردیم . من به آینده ای روشن امیدوارم--->


مطالب مرتبط :

گزارش این برنامه از دیدگاه هم طناب امسال من  

گزارش امداد و نجات دیواره علم کوه

گزارش صعود همین مسیر و اصلاح توسط بچه های اراک

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه سوم مهر 1389 و ساعت 3:20 |